دات نت نیوک

اخبار و اطلاعیه ها

گربه‌ی گور به قیر شده اثر علیرضا متولی

05 اردیبهشت 1396 11:46 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای
گربه‌ی گور به قیر شده اثر علیرضا متولی

گربه‌ی گور به قیر شده
نویسنده:علیرضا متولی
انتشارات محراب قلم

 

علیرضا متولی
متولد 1346
 داستان نويس و منتقد ادبيات داستاني

درباره‌ی نویسنده
علیرضا متولی در سال 1346 در تهران به دنیا آمد. شانزده ساله بود که اولین داستانش در مجله کیهان بچه‌ها به چاپ رسید.علاقه‌ای که به نوشتن برای کودکان و نوجوانان داشت، او را به تحصیل در رشته‌ی روان‌شناسی کودک سوق داد. متولی نوشته هایی در نشریات گوناگون کودک و نوجوان چاپ شده است.


نرگس در سیاهی شب، از پشت پنجره، نگاهی به محل ماجرا  انداخت. کورسویی از اتاقک شنبه پیدا بود. شنبه نرفته بود.گربه هنوز در بشکه بود یا نبود؟ نرگس نمی توانست باور کند؛ گویی همه‌ی این ماجراها را در یک فیلم سینمایی دیده است. محله به قدری آرام بود که گویی هیچ ماجرایی اتفاق نیافتاده...


بالاخره روزی می‌رسد که آدم احساس می‌کند بزرگ شده است؛ چه خوب است آن روز را برای همیشه به یاد داشته باشد.گاهی بزرگ شدن با یک اتفاق آغاز می‌شود. این داستان بلند پر ماجرا و طنز آلود، داستان روزی است که نرگس احساس کرد بزرگ شده است. چه کسی در بزرگ شدن نرگس نقش داشت؟ گربه‌ای پیر و نادان، مادرش،محسن یا شنبه،کارگر افغانی؟


علیرضا متولی و گربه‌ی گور به قیر شده
علیرضا متولی درباره اثر خود می‌گوید:
ماجرای داستان این کتاب، از یک بعد از ظهر گرم تابستان آغاز می شود و اوایل شب به پایان
می‌رسد. اما بین اتفاقات داستان، خواننده نوجوان، با مفاهیمی روبرو می‌شود که دیر یا زود درگیری اصلی زندگی اش می شود.
قهرمان اصلی قصه دختری است که تلاش می‌کند برای خبرنگار افتخاری شدن یک مجله گزارشی بنویسد و از قضا اتفاقی در محله می‌افتد که
 می‌تواند سوژه گزارش او شود.
 گربه‌ای در یک بشکه قیر گیر افتاده و برادرش قصد نجات دادن گربه را دارد. اما نجات این گربه در حد خانواده آنها باقی نمی ماند و به تدریج افراد دیگر محله هم به جمع نجات دهندگان اضافه می شوند.
متولی گفت: طنز این داستان از نوع کمیک نیست و به نوعی در بافت داستان شکل گرفته است. در نهایت خواننده باهوش داستان متوجه نشانه هایی می شود که در بطن داستان کاشته شده به نوعی که مضمون اصلی داستان لابلای ماجراها پنهان است. این داستان را براساس یک ماجرای واقعی نوشته ام.

 
 

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.