دات نت نیوک

اخبار و اطلاعیه ها

رومئو و ژولیت اثر ویلیام شکسپیر ترجمه فواد نظری

04 اردیبهشت 1396 11:37 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 1 رای
رومئو و ژولیت اثر ویلیام شکسپیر ترجمه فواد نظری

رومئو و ژولیت
نویسنده:ویلیام شکسپیر
مترجم: فواد نظری
نشر ثالث


ویلیام شکسپیر
متولد 1564
انگلیس


فواد نظری
متولد 1334
شاعر و مترجم


درباره  نویسنده
ویلیام شکسپیر شاعر و نمایشنامه نویس انگلیسی است، که بسیاری او را بزرگ‌ترین نویسنده در زبان انگلیسی می‌دانند."سخن سرای آون" لقبی است  که در محل تولدش شهر (استنفورد) به او داده شده است.
شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه  نویس منحصربه ‌فرد است و برخی او را بزرگ‌ترین نمایشنامه نویس تاریخ می‌دانند.
از مهم‌ترین آثار او می‌توان به "هنری چهارم"، "تیتوس آندرونیکس"، "رؤیای شب نیمهٔ تابستان"، "بازرگان ونیزی و ریچار دوم"، "اتللو"، "شاه لیر"، "مکبث"، "طوفان، هنری هشتم"، "سیمبلاین"، "داستان زمستان"، "درد بیهوده عشق"، "همسران خوش ویندزور"، "ژولیوس سزار"، "قیاس برای قیاس"، "ریچارد سوم"، "هملت""خوش است آنچه هست پایانش خوش"، "رومئو و ژولیت"، "تاجر ونیزی"، "هنری ششم"، "دو نجیب‌زاده ورونایی"، "کینگ جان"، "رام کردن زن سرکش"، "کمدی اشتباهات"، "هیاهوی بسیار برای هیچ"، "هنری پنجم"، "تیمون آتنی"، "حکایت زمستان"، "هنری هشتم"، "تلاش بیهوده عشق" اشاره کرد.
شکسپیر در روز 23 آوریل 1616 میلادی در پنجاه و دوسالگی درگذشت، او در حالی مُرد که به سال 1616 هیچ نسخهٔ جمع‌آوری شده‌ای از آثارش وجود نداشت و بعضی از آنها در نسخه‌هایی مستقل چاپ شده بودند که همان‌ها هم بدون نظارت و ویرایش او بود.

 

نگاهی بر کتاب
رومئو و ژولیت تراژدی نوشته‌شده توسط ویلیام شکسپیر در اوایل کار اوست که در مورد دو عاشق ناکام است که در نهایت، مرگ پایان کارشان می‌شود. این نمایشنامه یکی از محبوب‌ترین نمایشنامه‌های شکسپیر در زمان حیاتش می‌باشد و در کنار هملت یکی از نمایشنامه‌هایی است که بر روی پرده رفته است. امروزه از شخصیت‌های اصلی داستان به‌عنوان عاشقان آرمانی یاد می‌شود.

رومئو و ژولیت، کششی به داستان‌های عاشقانه دوران باستان دارد و درون‌مایه اثر براساس داستانی ایتالیایی است.
در نمایشنامه « رومئو و ژولیت » داستان در دو شهر « ورونا (Verona ) » و « مانتوا » در ایتالیا روی می‌دهد و خود نمایش‌نامه مرکب از دو داستان جداگانه است. یکی داستان دو دلداده یعنی « رومئو » و « ژولیت»  و دیگری داستان دوخانواده از اشراف ورونا یعنی « مونتاگو » و « کاپولت » که با یک دیگر اختلاف داشته و دامنه آن به اطرافیان و خدمتکاران آنها هم کشانده می‌شود و همین اختلاف به مرگ آن دو دلداده ـ رومئو و ژولیت ـ منجر می‌گردد ؛ اما با مرگ این دو ، سران دو خانواده دشمنی را کنار می‌گذراند و با یک دیگر آشتی  می‌کنند .
در این داستان شکسپیر از چندین تکنیک نمایشی استفاده کرده، که منتقدان را به تحسین واداشته‌است؛ بیشتر ازهمه تغیرات ناگهانی از کمدی به تراژدی، به‌چشم می‌آید. پیش از مرگ مرکوتیو درصحنه سوم نمایش، نمایشنامه درکل به‌صورت کمدی است. پس از مرگ ناگهانی او، نمایشنامه ناگهان جدی شده و لحن تراژیک به‌خود می‌گیرد. زمانی که رومئو به جای اعدام تبعید می‌شود، و فریار لورنس نقشه‌ای می‌کشد تا ژولیت را به رومئو برساند، تماشاچیان هنوز انتظار یک پایان خوش برای داستان دارند. آنان هم‌چنان نفس‌هایشان درسینه حبس شده، و منتظر آغاز صحنه پایانی در مقبره هستند: اگر رومئو به‌اندازه‌ی ‌کافی معطل شود تا فریار برسد، او و ژولیت
 به یکدیگر خواهند رسید.این تغییرات ناگهانی از امید به ناامیدی، تاخیر،
 امید تازه، برای ایجاد تراژدی به‌کار رفته‌اند،  تا زمانی‌که درنهایت امید از بین  می‌رود و دو معشوق درپایان می‌میرند.


«آرام باش! چه نوری است که از آن پنجره می‌تابد؟ آنجا مشرق است و ژولیت خورشید تابان».


رومئو: کاشکی پرنده‌ی تو می‌بودم!
ژولیت: کاشکی من نیز، دلدارم.
اما از بسِ دلدادگی تو را به قتل می‌دادم.
شب‌خوش، شب‌خوش! هجران چنان اندوهان شیرینی‌ست، که لابدم «شب به خیر» بگویم، تا
که فردایمان فراز آید.

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.