دات نت نیوک

اخبار و اطلاعیه ها

جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

21 فروردین 1396 12:05 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 3 با 2 رای
جاناتان مرغ دریایی اثر ریچارد باخ

جاناتان مرغ دریایی
نویسنده: ریچارد باخ
برگردان: سیده مبینا شاهری
نشر به سخن

 

ریچارد دیوید باخ متولد1936، در امریکا به دنیا آمد. زمینه‌ی کاری  و حرفه‌ا‌‌ی او خلبانی بود، که در آن خوش درخشید. و سپس از تجربه‌های کاری و سفرهای فراوان دست به نویسندگی زد و بیش از 10 جلد کتاب دارد. جرقه‌های نویسندگی کتاب معروفش جاناتان مرغ دریایی در سال‌های جوانی در سن 23 سالگی در ذهن او زده شد. در کتاب جاناتان روحیه‌ای خلبانی، و نوشته‌های پی درپی ارتفاع‌ها از سطح دریا در کتابش مشهود هست.

 

نگاهی بر کتاب

ریچارد باخ، جاناتان را در سال 1970 نوشت، داستان مرغ دریایی ای که نمی خواهد مثل بقیه مرغان دریایی زندگی کند، می خواهد تندتر و بالاتر پرواز کند. اما همنوعانش تغییر را دوست ندارند و او را از جمع خود می رانند. اما به راستی، جاناتان تنها مانده است یا مرغانی که او را راندند؟ سرگذشت این مرغ دریایی بلند پرواز، نزدیک چهل سال است که میلیون ها نفر را محسور خود کرده است.
جاناتان، مرغ دریایی ، کتابی است سرشار از امید. داستان پرواز و رهایی. داستان چگونه پریدن و چگونه دل کندن ، داستان رها کردن و شکستن تمام عادات. یک داستان نمادین که می‌شود از آن اوج گرفتن را آموخت. اینکه هرگز نباید مایوس شد و دست از تلاش کشید. نویسنده ی این کتاب، ریچارد باخ، خلبانی است که تا کنون سه کتاب درباره ی پرواز نوشته است و جاناتان مرغ دریایی یکی از زیباترین این سه کتاب است!
در این اثر بسیار ساده اما ارزشمند ، یک مرغ دریایی به نام جاناتان بر خلاف مرغان دریایی دیگر که پرواز و زندگی را فقط در به دست آوردن غذا در کنار ساحل (قانع بودن به حداقل آنچه می توان داشت) خلاصه کرده اند، دوست دارد شوق پرواز را تجربه کند ،دوست دارد لذت پرواز را  تجربه کند و سرعت را. پرواز همان قابلیتی است که در ذات بال های جاناتان است ...
 او تمام رسم های پرندگان را می شکند برای اینکه به تجربه نو برسد و هر چند این امر به طرد شدنش منجر می شود اما باز خسته نمی شود. حتی تنهایی نیز بر او چیره نمی شود او به سرعت پرواز می‌کند در قبال آن به لذت ماهی های عمق دریا می رسد هر چند سخت ...
آنقدر به تلاش می پردازد که یک روز بلاخره پرده از رازی می‌گشاید ....چشم هایش آن زیبایی را که دیگر مرغان نمی‌بینند می‌بیند ... این بار یک پله بالاتر صعود می‌کند .. حالا خوشحال است که آنقدر به درجه بالای نگاه رسیده که می تواند استادی داشته باشد برای شناختن زیباترین ها و وارث دانش و نگاهی عظیم بودن....حالا او یک مرغ دریایی کامل است ...
حالا وقت آن رسیده حتی اگر شده بتواند یک مرغ دریایی را به خویشتنش باز شناساند کار بزرگی است ... و جاناتان نیز چون استاد خویش روزی آنقدر درخشان و نورانی می‌شود که دیگر دیده نمی شود اما همچنان جاناتان ها ادامه دارد ...

جاناتان از چیزهای بسیار ساده‌ای سخن می‌گفت؛ اینکه پرواز حق هر مرغ دریایی است. اینکه آزادی در دانش است و هر چه جلوی آزادی را بگیرد، باید کنارش گذاشت، در هر شکلی که باشدخرافه، محدودیت.

چیانگ پشت سر هم می‌گفت: اعتقاد را فراموش کن!برای پرواز کردن، نیازی نیست اعتقاد داشته باشی.باید پرواز را درک کنی. دقیقاً همین‌طور است.حالا دوباره امتحان کن.

 

خب، اینجا چه اتفاقی می‌افتد؟ به کجا می‌رویم؟
بهشت یعنی کامل بودن.

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.