دات نت نیوک

اخبار و اطلاعیه ها

گردان قاطر چی - داود امیریان

09 خرداد 1396 15:24 | 0 نظر
Article Rating | امتیاز: 5 با 2 رای
گردان قاطر چی -  داود امیریان

گردان قاطر چی‌ها
نویسنده: داود امیریان
کانون پرورش فکری کودک و نوجوان


داود امیریان در سال 1349 در کرمان متولد شد.  نویسنده‌ی معاصر تاکنون بیش از 26 عنوان کتاب منتشر کرده و جوایز متعددی کسب نموده است.
 در حال حاضر در  حوزه‌های خاطره نویسی، ادبیات کودک و نوجوان، رمان، طنز، زندگینامه داستانی شهدا و فیلمنامه نویسی قلم می زند. داودیان از سال 69 نویسندگی را با نوشتن خاطراتش از جبهه آغاز کرد .


نگاهی بر کتاب

کتاب گردان قاطرچی‌ها درباره یکی از گردان های تدارکاتی  در جبهه هاست که در آن، تعدادی رزمنده با استفاده از چند قاطر، آذوقه و مهمات مورد نیاز گروهی از رزمندگان در بالای ارتفاعات کردستان را حمل می کنند. ماجرا  از آن جا آغاز می شود که شخصیتی به نام یوسف که مجروح جنگی است، پس از مصدومیت، دوباره به جبهه اعزام می شود و این بار بنا به صلاحدید فرمانده گردان قرار می شود مسولیت نگهداری و آموزش چند قاطر برای  حمل آذوقه و مهمات به مناطق صعب العبور در ارتفاعات کردستان برای رزمندگان به او سپرده شود. یوسف گردان جدید را که متشکل از چند نوجوان جسور و بازیگوش است تشکیل می دهد و اتفاقاتی که در ادامه رخ می دهد منجر به تغییرات زیادی در اخلاق ، روحیه و  برخورد بچه ها می شود.

کتاب گردان قاطرچی ها به موضوع جنگ از زاویه طنز نگاه کرده که همین موضوع باعث شده تا حدودی تصویر شاد و مفرح از حضور رزمندگان نوجوان در صحنه های مختلف جنگ برای خواننده نوجوان روایت شود. علاوه بر شخصیت یوسف که جزو آدم‌های محوری در داستان است، شخصیت «سیاوش» هم جزو آدم های دوست داشتنی در این رمان است که با توجه به روحیه شاد و بازیگوشی که دارد، تصویر شاد و سرزنده ای از یک نوجوان رزمنده در سال های دفاع مقدس را به نمایش می گذارد. از دیگر شخصیت های این داستان می توان به کربلایی، مش برزو، اکبر خراسانی، علی نجفی، دانیال، حسین و کرامت اشاره کرد که بیشتر آنها مانند سیاوش و یوسف روحیه طنز دارند یا در موقعیت های طنزی که قرار می گیرند، رفتارهای طنزی آلودی از خود بروز می دهند. با توجه به عنوان رمان (گردان قاطرچی‌ها) تعدادی قاطر با نام های گوناگون در طول داستان حضور دارند که البته این نام ها را یوسف و بقیه شخصیت ها روی قاطرهای زبان بسته گذاشته اند. مانند رخش رستم، آتش پاره، تورنادو، کوسه، بروسلی، آذرخش، چپول، پیکان، جفتک آتشین، قزمیت، پهلوون، لب شتری، عقاب کوهستان، شاهین، رییس بزرگ، دماغو، گنده بک و لنگه جوراب. داستان نثر ساده و روانی دارد و لحن راوی در هنگام توصیف صحنه های داستانی در عین برخورداری از رگه های طنز قوی، چنان بی تفاوت و خونسرد است که گویی دارد یک واقعه ساده و روزمره و خیلی معمولی را روایت می کند .

 

قاطرها  که آسوده در حال استراحت و یا خوردن علف و نان خشک بودند، یک آن وحشی شدند. سیاوش دوید طرف کوسه جنوب و یک لگد به شکم او زد و هوایی شلیک کرد. کوسه جنوب هم نه گذاشت و نه برداشت و یک جفتک سهمگین درست به تخت سینه سیاوش شلیک کرد! سیاوش شوت شد و هنوز در هوا بود که قزمیت هم او را مهمان جفتک خود کرد. سیاوش به طرف دیگر پرت شد و باز هم در هوا پیکان یک کله جانانه به شکم سیاوش کوبید. سیاوش قبل از این که روی زمین پر از سرگین و خیس ادرار و علف های خیس بو گرفته سقوط کند، از هوش رفته بود!

گفت‌و گو با داود امیریان

کتاب گردان قاطرچی‌ها رمان موفقی است. به نظر خودتان چرا؟
خوب بهتر است بگویم «مشک آن است که خود ببوید نه آن که عطار بگوید» اما چیزی که می‌توانم در این مورد بگویم این است که من سعی کردم در این کتاب، نگاه تازه‌ای به موضوع جنگ و دفاع مقدس داشته باشم. در این داستان قهرمانان اصلی کتاب قاطرها هستند و بچه‌ها حیوانات را دوست دارند. هم‌چنین ضمن این‌که داستان ظنز پیش می‌رود سعی بر آن داشتم که به دور از اغراق باشد و دنیای نوجوانی را با همه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هایش به تصویر بکشم که مخاطب به راحتی بتواند ارتباط برقرار کند.


 کتابی داشته‌اید که خیلی پرطرفدار بشود؟
بله، یکی از آن‌ها همین کتاب گردان قاطرچی‌ها و دیگری “جام جهانی در جوادیه” بود که نزدیک به 25 مدرسه و حدود 30 فرهنگسرا از مناطق مختلف مرا دعوت کردند تا در ارتباط با این کتاب با بچه‌ها دیدار و گفت‌وگو داشته باشم. حتی از شهرهای مختلف مرزی هم دعوت‌هایی درارتباط با این کتاب داشتم. البته لازم است بگویم که من فقط برای مخاطب است که می‌نویسم نه شرکت در جشنواره‌ها و بردن جوایز و عناوین ....

پس از پايان كتاب چه احساسي داريد؟
هم خوشحالی هم غم. چون به نوعی احساس می‌کنید ارتباطی را که با شخصیت‌های داستان داشتید به پایان رسیده است البته در گردان قاطرچی‌ها این حس پیش نیامد چون جلد دوم آن را با عنوان « کودکستان آقا مرسل» نوشتم. البته جلد سوم نیز در حال نگارش است که عنوانش« تانک‌های پنچر» است.


لطفا چند تا از بهترين و بدترين شخصيت‌هاي داستاني كتاب‌هايي كه خودتان نوشتيد و يا خوانده‌ايد را نام ببريد.
در کتاب‌های خودم قهرمانان خوب کتابم سیاوش و دانیال و دوستان دیگرشان. در کتاب جام جهانی در جوادیه هم یوسف، علی، سیاوش و فرید دزده که اتفاقا خیلی دوست‌داشتنی است. در کتاب‌های دیگر دوست‌داشتنی‌ها  هاکلبری‌فین، هری پاتر، تام سایر
 شخصیت بد: ولدمورت در هری پاتر


چند جمله‌ای در باره‌ی کتاب بفرمایید.
کسی که کتابخوان حرفه‌ای باشد معمولا هیچ‌گاه در زندگی شکست نمی‌خورد چون از شخصیت‌کتاب‌های مختلف تجربه‌های فراوان به دست می‌آورد.
بزرگ‌ترین لذت زندگی برای من همین کتاب خواندن است.

 

تصاویر پیوست
امتیاز دهید:
نظرات

نام

ایمیل

وب سایت

تصویر امنیتی
کد امنیتی را وارد نمایید:

در حال حاضر هیچ نظری ثبت نشده است. شما می توانید اولین نفری باشید که نظر می دهید.